...:::ازدواج موقت در مشکین شهر:::...
وبلاگ دختران و پسران طرفدار ازدواج موقت در مشکین شهر
سلام دوستان
بنا به درخواست شما از امروز اي دي كساني كه مايل به ازدواج هستن هم خانم و هم آقا تو اين وبلاگ گذاشته مي شه. براي شروع اين هم چند تا اي دي كه خودشون دادن.
|
آقايان |
خانم ها |
|
1. علي 2. صفر 3. بابك 20 ساله 4. علي |
1. محبوبه: 34 سال ... اهل قم ... |
مطلبی از کتاب الغدیر علامه امینی
تحريم ازدواج موقت توسط عمر
و اعتراض امام على (ع)
يكى از امور لازم در زندگى بشر، اشباع غرائزى است كه در وى وجود دارد. غرائز طبيعى را نمى توان از بين برد و از بين بردن آن بر فرض امكان ، نوعى مبارزه با قانون آفرينش است و از اين رو كارى عاقلانه نيست . بنابراين بايد آن را از راه درست و طبيعى اشباع نمود. يكى از نيرومندترين غرايز انسان ، همانا غريزه جنسى است و همواره ، بعضى از افراد جامعه به علت برخى شرايط، قادر بر ازدواج دائم نيستند و اين مطلب در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى بودن دوره تحصيل و مشكلات اجتماعى ديگر، بالا رفته است ، كاملا مشهود است . حال چه بايد كرد؟ يا بايد راه را براى فحشاء باز نمود و يا اينكه طرح ازدواج موقت را بپذيريم . ازدواج موقت نه شرايط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى نسازد و نه زيانهاى فجايع جنسى را به همراه دارد. به همين علت در برخى از روايات از متعه (ازدواج موقت ) تعبير به ((رحمت خداوند بر امت اسلامى )) شده است كه مانع از بروز جنايات جنسى خواهد شد.(748)
اسلام ازدواج موقت اجازه داد و آيه شريفه قرآن بر جواز آن دلالت دارد.(749)
در زمان پيامبر (ص) و نيز دوران ابى بكر و اوايل عصر عمر، مسلمانان به ازدواج موقت پرداختند(750) و حتى برخى از صحابه پيامبر (ص) از اين طريق داراى فرزندانى گرديدند؛ چنانكه ابن عباس در جواب عبدالله ابن زبير كه با او درباره حرمت متعه بحث مى نمود و استناد به سخن عمر مى نمود، گفت : از مادرت در اين زمينه سئوال كن ! اين سخن اشاره به ازدواج موقت زبير با اسماء دختر ابابكر بود كه سبب تولد عبدالله بن زبير گرديد.(751)
عمر اول كسى بود كه آن را تحريم كرد و حتى تهديد نمود مرتكبين آن را؛ مانند افرادى كه به اعمال خلاف عفت دست مى زنند سنگ باران خواهد كرد و در اين باره چنين گفت : متعتان كانتا على عهد رسول الله (ص) و انا انهى عنهما و اعاتب عليهما احداهما متعة النساء و لا اقدر على رجل تزوج امراة الى اجل الا غيبته بالحجارة و الاخرى : متعة الحج : دو متعه در زمان پيامبر (ص) حلال بود كه من آن دو را حرام اعلام كرده ، مرتكبين آن را مجازات خواهم كرد. اول ازدواج موقت مى باشد. اگر مردى را بيابيم كه زنى را به عقد ازدواج موقت در آورده است ، او را سنگ باران خواهم كرد. و دومى حج تمتع است .))(752)
سخن عمر خود بهترين شاهد است كه در زمان پيامبر (ص) ازدواج موقت و نيز حج تمتع مجاز بوده و در بين مسلمين رواج داشته است و اوست كه آن را ممنوع اعلام مى كند لذا نمى توان به سخن برخى كه با استناد به روايات ضعيفه ، در صدد اثبات نسخ حكم ازدواج موقت و يافتن قرائنى بر تحريم آن توسط پيامبر (ص) مى باشند، اعتماد داشت .(753) اگر پيامبر (ص) آن را حرام كرده بود، اين كار در عصر ابابكر و اوايل خلافت عمر رواج نمى داشت و سخن عمر كه ((من آن را ممنوع مى كنم )) معنى نداشت .(754) و از اين رو ماءمون با استناد به صدر سخن عمر متعتان كانتا على عهد رسول الله انا انهى عنهما قائل به جواز متعه گرديد.(755)
و نيز هنگامى كه يحيى ابن اكثم از شخصى در بصره پرسيد: دليل تو بر جواز ازدواج موقت چيست ؟ پاسخ شنيد: ((من به قول خود عمر استناد مى كنم . ما شهادت او را مبنى بر حليت آن در عصر پيامبر (ص) مى پذيرم ؛ ولى تحريم وى را قبول نداريم .))(756)
مورخين نيز عمر را اولين فردى كه متعه را تحريم كرده است ، شمرده اند.(757)
حكم خليفه به تحريم متعه مورد مخالفت صحابه قرار گرفت ؛ زيرا قرآن و سنت پيامبر (ص) را در پيش رو داشتند كه دال بر حليت آن بود و از اين جهت عمران بن سواده به عمر مى گفت : ((امت اسلام چهار چيز را بر تو خرده مى گيرند... يكى آن كه ازدواج موقت را تحريم كردى در حالى كه خداوند آن را حلال كرده بود.)) خليفه نظر عمران را تصديق كرد.(758)
امام على (ع) نيز كه خود را حافظ احكام شريعت مى دانست با اين بدعت به مبارزه برخاست و معتقد بود اگر خليفه ازدواج موقت را تحريم نمى نمود، مردم سراغ اعمال فحشاء نمى رفتند. ممنوعيت آن سبب رواج اعمال منافى عفت خواهد شد.(759)
حضرت در زمان خليفه دوم و سوم عملا نيز به مخالفت با اين بدعت پرداخت و مردم را به انجام آن امر مى نمود و چون برخى به ايشان هشدار عمر و تحريم وى را ياد آور مى شدند، پاسخ مى داد: ((خيرنا اتبعنا لهذا الدين : ما از پيامبر (ص) كه بهترين فرد امت اسلامى است در امور دينى تبعيت مى كنيم (نه از عمر و عثمان ).(760) ))
ابن عباس نيز كه از شاگردان امام (ع) است با بدعت خليفه در مورد متعه به مخالفت پرداخت و سنت پيامبر (ص) را براى پيروى ، بهتر از روش ابوبكر و عمر دانست .(761)
خليفه در اين حكم خود، دچار اجتهاد به راى شده و در مقابل كتاب و سنت ، اظهار نظر كرده است . به نظر وى ازدواج موقت نيز حكم زنا را داشته و فرقى بين اين دو نمى گذاشته است چنانچه از سخن وى هنگام كه مردى از شام را به جهت ازدواج موقت در مدينه مورد مؤ اخذه قرار داد و پاسخ شنيد ما در زمان پيامبر (ص) و ابابكر و اوايل حكومت تو، عقد موقت مى بستيم و كسى ما را نهى نكرده بود، خليفه گفت : ((بخدا قسم ! اگر قبلا نهى كرده بودم ، الان تو را سنگ باران مى كردم . آگاه باشيد تا نكاح (ازدواج صحيح اسلامى ) از سفاح (آميزش نامشروع ) از هم جدا گردند.))(762)
و با توجه به اينكه در اسلام براى زنا حد رجم مقرر گرديده است و خليفه فردى را كه به ازدواج موقت دست زند، مستحق رجم مى دانست ، معلوم مى شود در نظر خليفه ، ازدواج موقت ، نوعى از عمل فحشاء محسوب مى گرديد.
شما پيشنهاد بهتري داريد؟
* مدير وبلاگ
چه كساني با ازدواج موقت مخالفاند؛ دختراني كه فكر ميكنند رواج ازدواج موقت باعث خواهد شد سنت حسنهي ازدواج (دائم) منسوخ شود؛ زناني كه گمان ميكنند در ازدواج موقت حقوق زنانه رعايت نميشود و همه چيز به كام مردان است؛ كساني كه نگران تقواي اجتماعي هستند و گمان ميكنند با شيوع ازدواج موقت؛ كانون خانواده از هم ميپاشد و پايههاي عفاف ميلرزد؟ ديگر چه كسي مخالف است؛ كساني كه ميگويند ازدواج موقت رسم مدرني نيست و كار بيكلاسي محسوب ميشود؟
اما به نظرم استدلالاتي كه در اين زمينه بيان ميشود، آن قدر سست است كه اصلاً نبايد توجهي به آنها كرد. دختراني كه نگراناند تا ازدواج موقت آنها را بيشوهر كند، واقعاً چه فكري ميكنند؟ گمان ميكنند مردي كه نياز واقعي به ازدواج دارد، با ازدواج موقت ميتواند نيازهاي خود را برطرف كند؟ فكر ميكنند «موقت» ميتواند جاي «دايم» را بگيرد؟ تازه فرضاً هم چنين باشد، اين چه توجيهي است كه مردان و زنان را از ازدواج موقت محروم كنيد تا آنها مجبور باشند به ازدواج دايم تن بدهند؟ آيا ازدواجي كه به اين ترتيب سر بگيرد بر اساس نيازهاي كاذبي نيست كه وقتي برطرف شود همه چيز سرد خواهد شد؟ آيا به خاطر همين ازدواجها نيست كه حالا آمار طلاق اين همه بالاست؟
مدافعان حقوق زنانه چه ميگويند؟ ميخواهيد بگوييد اگر ازدواج موقت نباشد، حقوق زنان داده شده و اگر باشد اين حقوق خورده شده است؟ ميخواهيد بگوييد زنان به خاطر ازدواج موقت مورد ظلم واقع ميشوند؟ اما چه كسي آنها را واداري به اين كار ميكند؟ خب نكنند، اختيار زندگيشان را دارند! مگر كسي مجبورشان كرده؟ آنها هم مثل مردها هستند، اگر دلشان بخواهد ميتوانند انتخاب كنند و اگر نخواهند نه.
آنها كه از اخلاق عمومي دم ميزنند، چطور؟ آيا واقعاً فكر ميكنند جامعهي امروز از لحاظ اجتماعي، خيلي استانداردهاي بالايي دارد و همه چيز خيلي پاك و معركه است؟ آيا از آن چه كه در زير پوست جامعه ميگذرد خبر ندارند؟ يا شايد هم فكر ميكنند اگر ازدواج موقت باب شود، اوضاع خيلي بدتر از اين ميشود؟
شما را به خدا بس كنيد. ازدواج موقت، باز كردن يك منفذ است تا اين فشارهايي كه دارد همه چيز را از درون نابود ميكند، كمي تخليه شود. البته من هم موافقم كه براي اين كارها، به جاي تبليغات كردن و هو كشيدن، بهتر است گامهاي فرهنگي و علمي برداشت اما حرف آنهايي كه ميگويند از كنار همه چيز بايد بگذريم و بحران و فاجعه را نبايد به روي خودمان بياوريم، درك نميكنم. بله، ميتوانيم. شايد حالا كه آتش هنوز به خانهي ما نيفتاده بتوانيم چشم بر آن ببنديم اما كافي است يك جرقه به انبارتان بيفتد. دير يا زود هم ميافتد. اين چيزها واقعيات اجتماعي است، شوخي هم بر نميدارد؟ ما دربارهي ارتباط دو جنس مخالف، سالهاست كه سكوت كردهايم و همه چيز را انكار كردهايم. سعي كردهايم جوانها را با توصيه و اندرزهاي اخلاقي كنترل كنيم. سعي كردهايم همه چيز را خوب و آرام و طبيعي جلوه بدهيم؛ «نبوده است... نيست و نميتواند باشد»! اين مشكلات را با كارهاي فرهنگي هم نميتوان حل كرد؛ با تأكيد بر ازدواج دايم هم نميشود (آدمي كه شرايط ازدواج را ندارد را كه نميتوان به زور زن يا شوهر داد). براي حل اين مسأله بايد كمي واقعگراتر بود و حقايق را كمي بيشتر پذيرفت. بحثي كه دربارهي ازدواج موقت درگرفته، كمترين فايدهاش اين است كه بپذيريم مشكلي وجود دارد.
خانمها، آقايان! اصلاً به چنين معضلي باور داريد؟ يا شايد پيشنهاد بهتري داريد؟
قسمتی از نوشتار یکی از خوانندگان وبلاگ (علی فرجی خیاوی) در خصوص ازدواج موقت
ازدواج موقت را بنده در دین مبین اسلام و فقه جعفری به طور اتم منکر نبوده و نیستم بلکه تا کید بنده بر این است که در شرایط کنونی این که ما علم برداریم که ای مردم بیاید ازدواج موقت کنیم نميتواند كار معقولي باشد و ناكارآمد براي رسيدن به هدفي كه به دنبالش هستيد .
ضرورت اجتماعی بودن ازدواج موقت قابل قبول بنده نيز ميباشد و سخن حق را بايد پذيرفت اما در حال حاظرامری است نتنها مفید فایده نیست بلکه مضر و مهلک است كه براي اين ادعا هم دليل دارم
1- اگر ما قايل به رواج علني ازدواج موقت شويم و اين امر به صورت محسوس در جامعه رواج يابد اولين ضربه اي كه متوجه مردم اجتماع ميشود اين است که بنیاد خانواده سست و رو به زوال مینهد اگر به فطرت سليم خودمان رجوع كنيم اذعان ميكنيم كه اگر مثلا دختر و پسر جواني كه در اون جواني قرار دارند اگر همان روزهاي اول طغيان غريزه جنسي به ازدواج موقت روي بياورند به نظر شما ميتواند ثبات روانشناختي جنسي داشته باشد يا خير ؟ البته امروز علم روانشناسي با اتكال به علوم و فنون جديد (البته سواي مكتب هاي افراطي چون فروديسم) به اين سخن بنده اذعان دارند كه اگر هر لحظه كه انسان هواي شهواني بر او غالب شد بتواند به نحوي از انحا خود را ارضا كند نميتواند در آينده همسري مطلوب و پدر و مادري ايده آل براي خانواده اش باشد چرا كه اين فرد هميگونه رشد شخصيتي مي بابد و به دنبال تنوع طلبي در موارد جنسي خواهد بود و از طرف ديگر امر غريزه جنسي فقط اطفا ميل جنسي نيست چرا كه در وراي اين مهم مسايلي چون عشق وابستگي روحي نهفته است ايا كسي كه با چندين نفر ميتواند از همان اوان جواني آرامش جنسي يابد ميتواند در آينده به خانواده خود وفا دار بماند ؟ مسلما خير البته متاسفانه در اين موارد حقير اندكي جانب ادب را مراعات نكردم و عذر ميخواهم .براي نمونه ميتوانيد فيلم سينمايي من ترانه 15 سال دارم را نگاه كنيد مضامين خوبي دارد؟!
3- در قسمتي از احتجاج خود فرموده ايد(اين احكامي كه فرموده ايد موضوعش توسط اسلام از ميان برداشته شده و احكام آن نيز در راستاي محو تدريجي سنت برده داري بوده است، اما آيا ميل جنسي نيز مانند اين هاست كه احكامش نيز مشابه ان ها باشد؟ مخصوصا ان نوع ازدواجي كه اسلام روي آن تاكيد نيز دارد آيا به نظر شما در رديف اين احكام قرار دارد؟)بله بنده نيز قبول دارم اسلام عزيز در جهت ارتفاع اين احكام بوده است و نبايد اين موارد را با ازدواج موقت قياس كرد حرف حقي است از سوي و لي از سوي ديگر هم بنده عرض كرده بودم كه اين موارد فقط مثال نقض براي از ميان رفتن برخي از احكام در فقه اثناعشري است و اگر ما كمي خلاقيت به خرج دهيم مي فهميم كه اگرچه ازدواج موقت ميتواند در شرايط بهراني ( كه البته از ديد بنده چندان هم بهراني نيست چرا كه هر جا معنويت باشد همه چيز در سايه سار اين معنويت و بلوغ معنوي انسان ميتواند همه ابعاد زندگي اش را به صورت معقول و منطقي سروسامان دهد حتي غريزه جنسي) ميتواند كارساز باشد (از باب همان اكل ميته) اما نه به صورت علني و نه براي هر كس. اري اين امر ميتواند براي زن و مردهايي كه سن شناسنامه اي انها بسيار بالاتر از فرد جواني باشد كه در كوره راه جواني قدم ميگذارد به زبان خودماني تر براي افراد نخاله اي كه به جز شكم و يك وجب پايين تر از ان نمي انديشند و از جامعه و افراد جامعه چيزي جز آن نميخواهند همين حرف شما چه بسا كارساز باشد اما به نظر شما ايا به فرض جوان بيست ساله اي چون اقاي بابك كه بدنبال خانم جواني براي ازدواج موقت هست ميتواند درمان درد باشد ؟ !
به نام خدا
جناب آقاي علي فرجي
سلام
--------------------------------
" فرموده ايد كه: بنده به عنوان یک دوست پیشنهاد میکنم اولا فلسفه ازدواج موقت را مطالعه کنید"
--------------------------------
در مورد فلسفه ازدواج موقت بايد عرض كنم كه ازدواج مواقت يك ضرورت اجتماعى است. اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرايز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه راههاى انحرافى خواهد شد، زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرايز طبيعى را نميتوان از بين برد، و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است. بنابراين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهره بردارى كنيم. اكنون اين سؤال پيش مى ايد كه در بسيارى از شرايط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متاهل در مسافرت هاى طولانى و يا ماموريت ها با مشكل عدم ارضاى غريزه ى جنسى روبرو مى شوند. اين موضوع مخصوصا در عصر ما كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره ى تحصيل و مسائل پيچيده ى اجتماعى بالا رفته، و كمتر جوانى ميتواند در سنين پايين يعنى در داغ ترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند، شكل حادترى به خود گرفته است. با اين وضع چه بايد كرد؟ آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند رهبان ها و راهبه ها) تشويق نمود؟ يا اين كه آنها را در برابر بى بند و بارى جنسى آزاد گذاشت و شاهد صحنه هاى زننده بود؟ و يا اينكه راه سومى را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بند و بارى جنسى را؟ خلاصه اينكه،» ازدواج دائم «نه در گذشته و نه در امروز به تنهايى جوابگوى نيازمنديهاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نيست، و ما بر سر دو راهى قرار داريم يا بايد فحشاء را مجاز بدانيم و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم، معلوم نيست آنها كه با ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى اين سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقت، نه شرايط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى و مانند آن نسازد و نه زيان هاى فجايع جنسى و فحشاء را در بر دارد.
-----------------------------------------
فرموده ايد:
" نمونه های بسیاری هم در فقه شیعه و سنی از این قبیل داریم مثلا برده و احکام برده و کنیز ایا چون در اسلام جایز است الان و در عصر حاظر محلی برای بحث دارد."
-------------------------------------------
اين احكامي كه فرموده ايد موضوعش توسط اسلام از ميان برداشته شده و احكام آن نيز در راستاي محو تدريجي سنت برده داري بوده است، اما آيا ميل جنسي نيز مانند اين هاست كه احكامش نيز مشابه ان ها باشد؟ مخصوصا ان نوع ازدواجي كه اسلام روي آن تاكيد نيز دارد آيا به نظر شما در رديف اين احكام قرار دارد؟
از همراهي شما با اين وبلاگ سپاسگزارم.
ترويج ازدواج موقت در مشكين شهر
(متمايلين به ازدواج موقت، اي دي و شرايط خود براي ازدواج موقت را قسمت كامنت هاي وبلاگ درج نمايند.)
امروزه مسأله «آميزش» جدي ترين بحران اجتماعي كشور است. اگر سن بالاي ازدواج، آمار فزاينده طلاق و روابط جنسي پيدا و پنهان زنان و دختران و پسران را باور نداريم و اگر آمارهاي نيروي انتظامي و فرهنگسراي سلامت در باب ميزان تجاوز به عنف و مشاورههاي مربوط به سلامت جنسي را هم قبول نميكنيم، كافي است يك ماه با ظاهري غيرمذهبي در مدرسهاي معمولي يا خوابگاهي دانشجويي به سر ببريم تا بفهميم در به چه پاشنه است. ما به شدت داريم تهديد ميشويم و خيلي بد است اگر جوان و پيرمان اين را نفهميم.
ازدواج موقت يك راهكار مترقي اسلامي است. يادگار پيامبر است و اميرالمؤمنين درباره آن گفته اند: اگر پس از پيامبر ازدواج موقت متوقف و ممنوع نميشد؛ جز افراد مريض كسي به سراغ فحشاء نميرفت.
متعه يا صيغه محصول واقعگرايي منضبط شيعي است. عقلگرايي ائمه معصومين در كنار ايجاب ما به تبعيت از همهي دستورات ديني، يك بسته كامل زندگي فراهم كرده كه ازدواج موقت بخشي از آن است.
حملات سالها پيش به آقاي هاشمي رفسنجاني به خاطر طرح مسأله متعه خطايي بود كه امروز بزرگي آن مشخص شده است. طرح اين مسأله از سوي وزير كشور يك اقدام شجاعانه و روشنفكرانه است. عده اي اين دو نفر را به دليل عدم ارائه راهكار مورد شماتت قرار داده اند. جاي تعجب دارد. چطور توجه نميكنيم كه رييس جمهور يا وزير كشور در نماز جمعه يا مصاحبه به ارائه راهبرد و استراتژي درباره اين موضوع پرداخته اند و كارشناسان اجتماعي وزارت كشور و ديگر نهادها هستند كه بايد براي آن راهكاري تعريف كنند؟ (همشهري جوان/شماره 121)
مدت ها پيش در فكر ايجاد مركزي براي ازدواج موقت بودم اما تك و تنها بودن در اين راه و نيز ترس از واكنش هاي احتمالي از طرف اجتماع مشكين شهر مرا از اين كار بازداشته بود. اما فكر ميكنم ديگر وقتش است، و بهتر ديدم به صورت ناشناس از همين اينترنت اين كار را دنبال كنم. به اميد آن روزي كه جامعه ما جامعهاي پاك و روابط منضبطانه و مشروع در آن مرسوم شود.
بنابراين از همه دختران و پسران مشكين شهري كه دغدغهي عمل به دستورات ديني دارند و از سويي امكان ازدواج دايم و اطفاي حريق جنسي و عاطفي براي آن ها وجود ندارد، ميخواهم تا دست در دست هم در ترويج اين سنت حسنه و پاكسازي جامعه از امواج فساد و فحشاء با توكل به خدا گام برداريم.
مسؤوليت اصلي متوجه حوزه هاي علميه و در مرتبه ديگر ساير اقشار جامعه است.
دوستاني كه مايل به ازدواج موقت هستند نبايد هيچ كاري بكنند جز اين كه آي دي خود را در همين قسمت كامنت هاي وبلاگ همراه با شرايط خود درج كنند.
پس اولين گام را با هم برمي داريم.
يا علي ...
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by tempomar.blogfa.com