...:::ازدواج موقت در مشکین شهر:::...
وبلاگ دختران و پسران طرفدار ازدواج موقت در مشکین شهر
شما پيشنهاد بهتري داريد؟
* مدير وبلاگ
چه كساني با ازدواج موقت مخالفاند؛ دختراني كه فكر ميكنند رواج ازدواج موقت باعث خواهد شد سنت حسنهي ازدواج (دائم) منسوخ شود؛ زناني كه گمان ميكنند در ازدواج موقت حقوق زنانه رعايت نميشود و همه چيز به كام مردان است؛ كساني كه نگران تقواي اجتماعي هستند و گمان ميكنند با شيوع ازدواج موقت؛ كانون خانواده از هم ميپاشد و پايههاي عفاف ميلرزد؟ ديگر چه كسي مخالف است؛ كساني كه ميگويند ازدواج موقت رسم مدرني نيست و كار بيكلاسي محسوب ميشود؟
اما به نظرم استدلالاتي كه در اين زمينه بيان ميشود، آن قدر سست است كه اصلاً نبايد توجهي به آنها كرد. دختراني كه نگراناند تا ازدواج موقت آنها را بيشوهر كند، واقعاً چه فكري ميكنند؟ گمان ميكنند مردي كه نياز واقعي به ازدواج دارد، با ازدواج موقت ميتواند نيازهاي خود را برطرف كند؟ فكر ميكنند «موقت» ميتواند جاي «دايم» را بگيرد؟ تازه فرضاً هم چنين باشد، اين چه توجيهي است كه مردان و زنان را از ازدواج موقت محروم كنيد تا آنها مجبور باشند به ازدواج دايم تن بدهند؟ آيا ازدواجي كه به اين ترتيب سر بگيرد بر اساس نيازهاي كاذبي نيست كه وقتي برطرف شود همه چيز سرد خواهد شد؟ آيا به خاطر همين ازدواجها نيست كه حالا آمار طلاق اين همه بالاست؟
مدافعان حقوق زنانه چه ميگويند؟ ميخواهيد بگوييد اگر ازدواج موقت نباشد، حقوق زنان داده شده و اگر باشد اين حقوق خورده شده است؟ ميخواهيد بگوييد زنان به خاطر ازدواج موقت مورد ظلم واقع ميشوند؟ اما چه كسي آنها را واداري به اين كار ميكند؟ خب نكنند، اختيار زندگيشان را دارند! مگر كسي مجبورشان كرده؟ آنها هم مثل مردها هستند، اگر دلشان بخواهد ميتوانند انتخاب كنند و اگر نخواهند نه.
آنها كه از اخلاق عمومي دم ميزنند، چطور؟ آيا واقعاً فكر ميكنند جامعهي امروز از لحاظ اجتماعي، خيلي استانداردهاي بالايي دارد و همه چيز خيلي پاك و معركه است؟ آيا از آن چه كه در زير پوست جامعه ميگذرد خبر ندارند؟ يا شايد هم فكر ميكنند اگر ازدواج موقت باب شود، اوضاع خيلي بدتر از اين ميشود؟
شما را به خدا بس كنيد. ازدواج موقت، باز كردن يك منفذ است تا اين فشارهايي كه دارد همه چيز را از درون نابود ميكند، كمي تخليه شود. البته من هم موافقم كه براي اين كارها، به جاي تبليغات كردن و هو كشيدن، بهتر است گامهاي فرهنگي و علمي برداشت اما حرف آنهايي كه ميگويند از كنار همه چيز بايد بگذريم و بحران و فاجعه را نبايد به روي خودمان بياوريم، درك نميكنم. بله، ميتوانيم. شايد حالا كه آتش هنوز به خانهي ما نيفتاده بتوانيم چشم بر آن ببنديم اما كافي است يك جرقه به انبارتان بيفتد. دير يا زود هم ميافتد. اين چيزها واقعيات اجتماعي است، شوخي هم بر نميدارد؟ ما دربارهي ارتباط دو جنس مخالف، سالهاست كه سكوت كردهايم و همه چيز را انكار كردهايم. سعي كردهايم جوانها را با توصيه و اندرزهاي اخلاقي كنترل كنيم. سعي كردهايم همه چيز را خوب و آرام و طبيعي جلوه بدهيم؛ «نبوده است... نيست و نميتواند باشد»! اين مشكلات را با كارهاي فرهنگي هم نميتوان حل كرد؛ با تأكيد بر ازدواج دايم هم نميشود (آدمي كه شرايط ازدواج را ندارد را كه نميتوان به زور زن يا شوهر داد). براي حل اين مسأله بايد كمي واقعگراتر بود و حقايق را كمي بيشتر پذيرفت. بحثي كه دربارهي ازدواج موقت درگرفته، كمترين فايدهاش اين است كه بپذيريم مشكلي وجود دارد.
خانمها، آقايان! اصلاً به چنين معضلي باور داريد؟ يا شايد پيشنهاد بهتري داريد؟
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by tempomar.blogfa.com